مرتضى راوندى
128
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
و از طرفين ، تجار و كاروانها بيايند و بروند و ظرايف و بضاعت كه در ولايت من باشد بر تو آرند ، و آن بلاد تو همين حكم دارد . » « 1 » از جمله قرائن و دلايلى كه صدق گفتار چنگيز را بثبوت مىرساند ، اينكه چنگيز ، قبل از تيره شدن مناسباتش با دولت خوارزمشاهى ، كليه راههاى ارتباطى حوزهء فرمانروايى خود را از دزدان و راهزنان پاك كرد و با گماشتن عدهاى مراقب ( قرقچى ) ، راهها را براى فعاليتهاى بازرگانى مساعد نمود . بازرگانان مسلمان را به كشور خود پذيرفت و كالاى آنان را به قيمت عادله خريدارى كرد ، و با اعزام هيأتى ، با دولت خوارزمشاهى معاهدهء دوستى برقرار نمود و براى اثبات حسننيت خود ، عدهاى از بازرگانان را با كالاهاى گوناگون و مقدار زيادى تحف و هدايا براى سلطان محمد فرستاد . « يك قطعه زر صامت چندانچه ( به اندازهء ) گردن شترى . . . و پانصد شتر بار از زر و نقره و حرير و قز ( ابريشم ) خطائى و ترغو ( جامهء ابريشمى ) و قندز و سمور و ابريشم و ظرايف چين و طمغاج ، با بازرگانان خود ، روان كرد و بر بيشتر آن شتران زر و نقره بار بود . چون به اترار وصول شد ، قدر ، خان اترار ، غدر كرد ؛ از محمد خوارزمشاه اجازت فرمود ، و جملهء تجار و آيندگان و رسل را به طمع آن زر و نقره ، بقتل رسانيد ؛ چنان كه هيچيك از آنان خلاص نيافتند الا يك شتربان كه در حمام بود ؛ در آن واقعه از راه گلخن خود را برون انداخت و در محافظت خود ، حيل انگيخت و از راه بيابان ، به بلاد چين و طمغاج باز رفت ، و چنگيز خان را از كيفيت آن غدر ، اعلام داد . » « 2 » بعد از اين عمل بسيار وحشيانه ، باز چنگيز خان عنان عقل و اختيار از كف نداد و براى ادامهء مناسبات ، تلاش كرد و با اعزام هيأتى ، از دولت خوارزمشاه ، خواست كه غاير خان را به او تحويل دهند و خسارات وارده را جبران نمايند ؛ ليكن پادشاه جاهل و مغرور خوارزم ، بدون اينكه از عاقبت كار بينديشد ، بار ديگر ، فرستادگان چنگيز را جملگى كشت و راه را براى هجوم وحشيانهء مغول هموار نمود . شرح فجايع و غارتگريها و كشتارهاى دستهجمعى مغولان را ، در يكايك بلاد ايران ، در كتاب جهانگشاى جوينى و ديگر منابع تاريخى آن دوران ، بتفصيل مىتوان ديد . و جالب توجه است كه سلطان محمد خوارزمشاه و نزديكان دزد و طمعكار او پس از اين خبط بزرگ سياسى كه زندگى اقتصادى ، اجتماعى و فرهنگى ملل شرق نزديك را به باد فنا داد ، در برابر قوم خونخوار مغول ، به جنگ برنخاستند بلكه هريك به گوشهاى پناه بردند و بيچاره مردم غير مجهز و بىپناه را در برابر سيل خانمان برانداز مغول ، قرار دادند . سپاهيان مغول ، بعد از محاصرهء اترار ، به تسخير ديگر بلاد مجاور جيحون همت گماشتند و بر هر شهر و ديارى كه دست يافتند ، اهالى را قتل عام و شهر را با خاك يكسان كردند . پس از آنكه يكى از فراريان بخارا به خراسان رسيد ، مردم وحشتزده از كيفيت واقعه پرسيدند ، او در جملهاى كوتاه گفت : « آمدند و كندند و سوختند و كشتند و بردند و رفتند . » اين سياست قتلعام و تخريب را مغولها تقريبا در تمام بلاد اسلامى عملى و اجرا كردند ، و ما نمونههايى از فجايع اين قوم وحشى را در بخارا و سمرقند ، جرجان ، مرو ، نيشابور و در ديگر بلاد خراسان در جلد دوم ذكر كرديم . مقاومتهايى كه در گوشه و كنار مملكت به همت جلال الدين منكبرنى ، تيمور ملك ، تارابى و ديگران صورت مىگرفت چون روى نقشه و حساب
--> ( 1 ) . ابو عمر منهاج الدين عثمان بن سراج الدين محمد ، طبقات ناصرى . به تصحيح عبد الحى حبيبى ، ج 2 ، ص 103 . ( 2 ) . همان . ص 104 - 103 .